بدون شرح................

          revayat.png

از سایت آینه

/ 4 نظر / 10 بازدید
همشهری

آهنگ زمينه وبلاگتان خيلی جالبه.مطلب خوبی نوشتيد.

یاد خاطرات گذشته

سلام چه پیامی دارید ؟ از چه ناراحتید ؟

دوست

عکستان خیلی با کلاس است . همانی است که در آذربایجان گرفته اید ؟

احمدی

سلام بردومان ! خوشحالم که بالاخره نوشتيد. میدانم نوشتن خیلی دشوار است. اما باید نوشت. راه دیگری نیست دومان... منهم حالم زیاد خوب نیست. باید زیر باران بروم . کاش اینجا بجای برف باران می آمد. از دیگران خبر زیادی ندارم که به شما بگویم. شما که با ارباب جراید و اصحاب قلم و کاغذ دوستید. همه خبرهای ریز و درشت و راست و دروغ را از آنها بپرسید! راستش را بخواهی اینروزها از خودم هم خبر زیادی ندارم. دلم برای خودم تنگ شده است ... شماکه دوستان مارا به خانه دعوت میکنید نمیگوئید آنها صبر و حوصله مارا ندارندو وقتی هروقت بیایند ببینند که صاحبخانه نیست میروند و پشت سرشان را هم نگاه نمیکنند! البته دعوت شما سمبل آن حس قدیمی مهربانی و کودکیست که هنوز در شما وجود دارد. ولی خداوکیلی خیلی دیر بخانه ات سر میزنی. هرجای این سرزمین بزرگ که باشی برای شما و خانواده تان آرزوی سلامتی و سربلندی دارم .