هفته گذشته وسرباز وطن

 

 

هفته گذشته و روزهای بهاری آن از روزهای خوب خدا بود.

1-من زیاد فیلم وسریال ها ی تلوزیون را تماشا نمی کنم البته غیر از فوتبالها که سعی می کنم

همه فوتبالها را نگاه کنم و البته خبر ورزشی شب را!!یک بار که قبل ازعید به اردبیل رفته بودم به اجبار سریال در چشم باد را را دیدم که کل ماجرای سریال را از خواهرم عزیزم خواستم که بصورت خیلی خلاصه بگوید که ایشان هم زحمت کشیده و ماجرا را به اختصار توضیح دادند.با توجه به اینکه از سبک کار جوزانی تا حدودی خوشم میاد وبا آن آشنا هستم ریتم کند سریال را هم سریع می توان تشخیص داد.در هر حال بازی خوب کامبیز دیرباز و پارسا پیروزفر هم مزید بر علت شد که این سریال را پیگیری کنم؟مطمئنم که بعداز این قسمتها آقای جوزانی ریتم فیلم را تند وسریع خواهد کرد چون سانسورچی ها اجازه پرداخت جزئیات را نخواهند داد.ولی به نظرموضوع فیلم که در مفهوم اصل آن وطن و در واقع مام میهن می باشد ارزشمند است که آنچه در طول تاریخ خواهد ماند نام کشور عزیزمان ایران و خاک پر گهر آن است.و همه این مصائب رفتنی است و ماندگار ایران است.

این سریال باعث شد خاطره ای را به شرح زیر در این یاداشت بنویسم:

در سالهای قبل که در ایستگاه مرکزی مایکروویو مغان شرکت مخابرات اردبیل مشغول کار بودم،یکی از کارهایمان نگهداری پایداری ایستگاه های مخابراتی راه دور و یا رفع خرابی های این ایستگاهها وسرویس تجهیزات مخابراتی آنها بود ،در بین ایستگاه ها نام یک ایستگاه برایم خیلی جالب بود

                                 ایستگاه سرباز وطن

این ایستگاه واقع در پاسگاه مرزی (با جمهوری آذربایجان) به همین نام بود و اما ماجرای نام گذاری این پاسگاه  به شرح زیر است:

در زمان جنگ جهانی دوم  روسها به ایران از تمام نقاط مرزی حمله می کنند از جمله از این نقطه مرزی ، و تقریبا در هیچ نقطه مرزی مقاومتی در برابر آنها صورت نمی گیره الا در بعضی جاها آنهم بصورت مختصر!!!! از جمله در این منطقه که پاسگاهی و با نام دیگری در آنجا بوده که پس از حمله روس ها فرمانده پاسگاه به همراه سربازان اسلحه ها را گذاشته و فرار می کنند و فقط یک سربازاردبیلی در آنجا به تنهائی مقابله می کند وپس از اینکه گلوله هایش تمام می شود توسط روسها دستگیر شده و بلافاصله در همان محل تیرباران می شود ولی فرمانده روسی که تحت تاثیر رشادت آن سرباز قرار گرفته بوده دستور تدفین او را در همان محل می دهد، وقبر او در همانجا قرار دارد.پس از مدتهانام آن پاسگاه به پاسگاه سرباز وطن نامگذاری می شود.جالب اینجاست که همه اقوام ساکن در ایران در طول تاریخ دفاع از این مرز و بوم را انجام داده اند ولی کسی نه اهمیتی به سربازان و نه به این اقوام داده اند و فقط به فکر حفظ خودشان بوده اند!!!؟؟؟  

 

2-به دوستان عرض کنم که بعد از مدتی ترجمه استاندارد های فنی یک کار آزمایشگاهی فنی  رابا توجه به همکاری و استادی همکار مهندسم انجام دادم که همینجا از همکار مهندسم که با صبر و حوصله و بطور کامل راهنمائیم کرد تشکر می کنم.

 

 

/ 4 نظر / 15 بازدید
مصطفي يوسفي

سلام از اينكه وبلاگ را uptoday كرديد خوشحال شدم .وسعت نظر وحافظه قوي شما كه در يادداشتها پيداست هميشه براي من درس آموز است.(يوسفي -همكاران آموزش در صنايع سلام ميرسانند)

Behzad

در جمع من و اين بُغضِ بیقرار، جای تو خالی!

شهرزاد

سلام .... پاسگاه سربازوطن وجود داره ولی علت نامگذاری این نیست کع شما نوشتید...اگه اطلاعات کامل می خواهید بگید تا بنویسم

ساسان سربازوطن

salam, duste aziz ettelaatetun kamel nist, ellate namgozarie pasgah in nist, marhom hoseinali yeki az 3 ya 4 sarbazi bodand k be hamrahe farmandeh pasgah marhom reza sarbazvatan,dar hale moghavemate dar barabare motajavez bodand,reza sarbazvatan pedar bozorge bande bodan va esme pasgah ham ru familimon hamchenan hast !