اقتباسی از کتاب ابتدایی دوران ما...

 

اردبیل که بودم جوانان آنجا اقتباس جالبی از کتاب "خواندن و نوشتن" در دوران ابتدایی را محاوره میکردند خواستم  تعصب اردبیلی ها را به ایران عزیزمان با چند جمله مختصر بدانید و  نیز درک کنیم که این دریاچه ارومیه در آذبایجان زیبا متعلق به همه ایران و خاک پاک کشورمان است.

دهقان فداکار(ایشان  از اهالی تورک میانه می باشند):

 دهقان فداکار کجایی که بدویی طرف هواپیما، یه وقت سقوط نکنه؟

پتروس جوان فداکار هلندی:

پتروس کجایی که انگشتتو بکنی تو ترک سی و سه پل؟

کوکب خانم مهربان با آن لباس محلی و نیمروی معروفش:

کوکب خانوم کجایی که یه نیمرو درست کنی واسه کودکان کار و فقیر کشورمان؟

و "بابا آب داد" معروف:

بابا کجایی آب بدی بریزیم تو دریاچه ارومبه ؟!!!!!

/ 5 نظر / 10 بازدید
كسي كه ميخندد

خدا كجايي كه ببيني يه عده فقط بفكر خودشونن يه عده نامردن يه عده چوب لاي چرخ گذارن يه عده حسودن خدايا اگه لياقته چيزي رو ندارم اون رو به من نده و اگه كسي يا چيزي لياقت من رو نداره اون رو هم نميخوام

هواي مه آلود

هوا سردست بس ناجوانمردانه سردست

Duonya

خدایا ، بارون بده . عزیزمان از دست میرود . دریاچه مان جان میسپارد و ما اشک میریزیم . خدایا پس اشکمان را لااقل زیاد کن دریاچه مان جان میسپارد . خدایا نگذار عزیزمان از دست برود .

او

حاضرم دونه اي 20000 تومن بدم كتاباي ابتداييمو بگيرم.

سحر رها

کاش میشد روز مرگ عاطفه بر مزار مهربانی اشک ریخت کاش میشد بغض سنگین را شکست از غم بی همزبانی اشک ریخت