درس هاى فوتبال، درس های زندگی هم هست

 

". . . نباید هویت تان را از دست بدهید . باید خودتان باقى بمانید . نباید بیمی از چیزی یا کسی به دل راه دهید . تلاش کنید خودتان باشید. فقط خودتان. نسخه هاى کپى همیشه بدتر از نسخه هاى اصل مى شوند. همیشه و همه جا".


جمله بالا تکه ای از آخرین کتاب آقاى دکتر حمیدرضاصدر به عاریت گرفته شده. کتابى تحت عنوان " نیمکت داغ " که در ارتباط با مربیان نام آور و تأثیر گذار نگاشته شده. کتابى بسیار خواندنى و قابل استفاده. این جمله را” ژوزه مورینیو”  پیش از بازى خطاب به بازیکنانش بر زبان آورده بود. بازیکنانى که برای او نه با پاهایشان بلکه با قلب هایشان بازى می کردند. از ته دل. با فداکارى آمیخته به تمرکز. مورینیو را همواره ستوده ام. نه فقط برای قریحه فوتبالی اش، بلکه برای شیوه مدیریت تحسین برانگیزش. برای توانایی اش در ایجاد ارتباط انسانى مستحکم با بازیکنان، برای پویائى و خلاق بودنش، برای جرئت و شهامت که داشته و توفیقش در پیمودن مسیرهای دشوار.
این روزها تب فوتبال بار دیگر همه جا را فرا گرفته. جام ملت هاى اروپا به روزهاى حساسش رسیده. آن چه برای ما ایرانیان به دلیل مسابقات مقدماتى جام جهانى برزیل  ٢٠١۴ کمی بالاتر هم رفته. بیشتر شده. همه ، فوتبال را بهانه جدل ها و پرسش های پرشماری کرده اند. چندى قبل یکى از فیلسوفان نامدار کشورمان در ارتباط با فوتبال گفته بود " در این دوران، تار و پود فوتبال و فلسفه اش چنان ما را در برگرفته که دیگر نمی توان بدون فوتبال و آثارش روزگار را سپری کرد". اکنون روزها و شب ها را با مسابقات جام ملت های اروپا سپری می کنیم. یورو سوای جذابیت بازى هایش  درس هاى پرشمار دارد. درس هایی در بستر جامعه شناختى، فرهنگى، مدیریتی و سازماندهى، اقتصادى  و خیلی چیزهای دیگر. در دل بازی ها، جایگاه فیفا جلب نظر می کند. نهادی که اعضایش بیشتر از کشورهاى عضو سازمان ملل هستند. سازمانی که تصمیم هایش ورای قدرت های سیاسی و اقتصادی است. فیفا به مرتبتی رسیده که می تواند لرزه بر اندام دولت ها بیندازد. در چنین قابی کمتر دولتى اجازه دخالت و دست اندازى در فعالیت فدراسیون های فوتبال را دارد. پیه قدرت نمایی فیفا بر تن فدراسیون فوتبال ایران هم خورده. بارها و بارها.
یوفا در این دوره ، قدرت خارق العاده و توان بالاى مدیریتى و برنامه ریزى اش را به رخ کشیده. مسابقات در دو کشور نسبتاً بزرگ  لهستان و اوکراین جاری هستند و برغم برخی کاستی ها ، ثانیه اى تأخیری در برنامه های اعلام شده دیده  نمى شود. جایی که جنبه های مختلف فوتبال را می بینیم. توسعه تکنولوژى و فن آورى را. تصاویر تماشایی را. گردش مالى مسابقات را. درگیر شدن دولت ها و بخش خصوصی را. اهمیت دوام آوردن در تورنمنت را. این که با حذف غیر منتظره هلند، شرکت هاى مواد غذائى که اسپانسر تیم ملى هلند بودند نگران عدم فروش محصولات و زیان خود شدند را. وجه تزریق انرژی مثبت به جامعه را. زمینه سازی برای شادى و سرزندگى مردمان شان را. رشد و تعالى فرهنگی را.  لهستان، اوکراین و ایرلند - با ده گل خورده و بدون امتیاز – حذف می شوند. بدون عتابی از سوی بازیکنان. بدون ناسزائى از سوی تماشاگران. حذف می شوند و همه با سوت پایان به احترامشان بلند می شوند. بلند می شوند و دست می زنند. دست می زنند و تشویق شان مى کنند. بازیکنان جلو می روند و با افتادگی سرشان را فرود می آورند... مسابقات می آیند و می روند. تیم هائی می برند و می بازند، ولی آن چه بر روح آدمی چنگ می زند چنین لحظه هایی هستند. لحظه هایی لبالب از درس هاى آموزنده. پر از نکات از یادنرفتنی.
وقتى " کاراگونیس " کاپیتان یونان با تک گل پیروزى بخشی دروازه روسیه را گشود و تیمش را راهی مرحله بعد کرد، یونانی هایی که روزهاى سخت اقتصادی را در اروپا سپری می کنند بهانه ای برای خندیدن یافتند. دلیلی برای امیدوار ماندن. او پس از بازى در اشاره به تیم و شرایط مردم یونان گفت " هنگام خروج از کشور هم قسم شده بودیم براى شادى یونانی ها با جان و دل بجنگیم. ازاین که با پیروزى بر روسیه و صعود به مرحله بعد تا حدی زمینه شادى مردم را فراهم آوردیم به خود می بالیم. این که مردمى که این روزها در مشکلات اقتصادى دست و پا مى زنند را شاد کردیم بسیار خوشحالیم". حالا فوتبال مرهمی شده برای کاهش برخی دردها. برای یادآور شدن مصائب، به دوش کشیدن بارهای سنگین. برای خیلی چیزها.
در چنین قابی جمله ای از مربى محبوبم  خوزه مورینیو در گوشم زنگ می زند. زمانى که پا به سانتیاگو برنابئو گذاشته و سکان رئال مادرید را در دست گرفته بود جمله ای بر زبان آورده بود تامل آور. جمله های آمیخته به هشدارهای مدیریتى "... آماده هستم. هر چه فشار بیشتر باشد قوى تر مى شوم. در کشور پرتغال ضرب المثلى هست که مى گوید هر چه کشتى بزرگ تر باشد،  توفان هم سهمگین تر خواهد بود! پورتو در پرتغال کشتى بزرگى بود. چلسى در انگلیس کشتى غول آسایی بود. همین طور اینتر میلان در ایتالیا. اکنون در رئال مادرید هستم. بزرگ ترین کشتى جهان".

منبع:http://didghah.ir نویسنده: محمد رضا حسین زاده

/ 6 نظر / 11 بازدید
sani

kanka bir numara webin harika hamshahri gel benimda blogima

بيز

فزمايش شما درست است. اما جوان ايراني امروز ديگر هويتي ندارد. به هيچ چيزش نه به وطنش نه به زبانش نه به شهرش نه به ... نمي نازد. به نظر شما ما چه كنيم؟

سهيل

خدايا كم اوردم مي شود انصراف دهم

حسن

برنامه و استدلال براي ايران امروز جواب نميدهد

حيراني

fازيكنان امروز بيشتر به فكر منافعخود هستند تا نتيجه كار

معصومه

سلام عزیز دوست " سوگیلیم" آدلی بیر یازدیغیم شعریمه گوروشونو بیلدیرمنله ممنون اولارم چوخ گوزل باخیشینلا منیم وبیمی گلیب آیدینلاتمانی ایسترم[گل][لبخند]