شوق آزادی

 

دیروز رفته بودم آرایشگاه سرم را اصلاح کنم؛در آرایشگاه دو مرغ مینا بود که هر دو در قفس های جدا بودند یکی از این مینا ها به خود فرو رفته بود و دیگری بی تابی می کرد؛حواس من را کاملا به خودش جلب کرده بود هی در قفس در حرکت بود و انگار  می خواست از این بن بست بگریزد شدیدا بی قراری می کرد, دو تا حالت   برا ی من در مورد این پرنده بی قرار عاشق  متصور بود؛اول اینکه یا این پرنده عاشق پرنده ی , قفس کناری بود و خودش را به او جلوه می کرد و از بی اعتنایی او بی قرار شده بود!! و یا اینکه این پرنده عاشق آزادی شده بود و عشق پرواز و آزادگی این چنین او را بی تاب کرده بود!! طاقت نیاوردم, از صاحبش پرسیدم و او چنین گفت :چند روزی قفس را باز کردم و این مرغ مینا را بیرون آوردم و مزه پرواز را چشید!!

و من در یافتم که چرا پرنده بی قراری می کرد چرا که شوق پرواز و رهایی و آزادی را داشت. آزادی نعمت بزرگی است که وقتی کسی آنرا درک کرد عدم آن موجب افسردگی و دیوانگی می شود.خوشا به حال آنانکه آزادند...    

/ 4 نظر / 8 بازدید
طوطی

زنی دو طوطی ماده داشت. این طوطی ها همیشه میگفتند: ما ... هستیم.بیایین با ما حال کنین. سرانجام صبر این زن بپایان میرسه و به نزد کشیشی میره. کشیش میگه اتفاقا من هم دو تا طوطی نر دارم که از صبح تا شب فقط دعا میکنن. بیا طوطی هاتو بذار پیش ماله من یاد بگیرن. زن هم همین کارو میکنه. بمحض انداختن طوطی های زن به قفس طوطی های کشیش یکی از طوطی های کشیش به اون یکی میگه: رفیق اون کتابو دیگه بذار کنار. دعاهامون مستجاب شد.

pas alan fahmidin ke chera az ghadim migoftan chokh uz verma gudurar

توت فرنگی

معنی آزادی یعنی چی؟ من فکر می کنم انسان در هر زمان آزادی را به صورتی تعریف می کند که خودش را نیازمند آن بداند به خاطر همین انتها ندارد

وحید

حاجی : وقتی بیگانه در ده کدخدایی کنه کشاورز باید کدایی کنه