يورا بيلمز يوللار مني

۱۳۸۸/٩/۱٤
یار دبستانی من

  امروز در مورد سرود یار دبستانی من که یادآور خاطرات زیادی  برای دانشجویان قدیم و جدید و قعلی ایرانی  می باشد مطالبی را که جمع کرده ام  برای تکمیل کردن اطلاعات  دوستان خوبم می نویسم :

 

این سرود مشهورو انقلابی برای اولین بار دریک فضای انقلابی در فیلم ازفریاد تا ترور به کارگردانی منصور تهرانی  ودر متن فیلم در سال 1359 پخش شد شعر این سرود توسط منصور تهرانی سروده شده  و خواننده آن مرحوم فریدون فروغی بود البته منصور تهرانی نیز آن را خوانده است این فیلم پس از مدت کوتاهی توقیف شد.پس از پخش فیلم در سینماها که من نیز در بچگی آن را دیده ام بنا به پیشنهاد منصور تهرانی به فریدون فروغی قرار شد که فریدون کاست اجرای آن را تولید و پخش شود.ولی باز مجوز آن به فریدون فروغی داده نشد  

در باره فیلم از فریاد تا ترور:

از فریاد تا ترور عنوان فیلمی به کارگردانی منصور تهرانی که سال ۱۳۵۹ در ایران تولید شد. این فیلم مضمونی انقلابی داشت. این فیلم پس از کمتر از یک ماه از اکرانش توقیف شد.

 خلاصه فیلم : سه دوست قدیمی ـ حسین، داوود و رضا ـ پس از پانزده سال یکدیگر را می یابند. حسین در دام اعتیاد گرفتار است، داوود راننده ی خصوصی رئیس دادرسی ارتش است و رضا عضو یک گروه زیرزمینی مسلح است. رضا وظیفه دارد که رئیس دادرسی ارتش را ترور کند. حسین، بر اثر اعتیاد تنها و رنجور در خیابان جمشید می میرد. داوود در عملیاتی که رضا و گروهش برای ترور تیمسار انجام می دهند کشته می شود و رضا، که زخمی شده است، از راه جوی آب از مهلکه می گریزد.

عمده شهرت این فیلم بابت آواز متن فیلم با عنوان یار دبستانی است که نخست فریدون فروغی آن را خواند (این نسخه به صورت مستقل بعدها به بازار زیرزمینی موسیقی پاپ ایران آمد)، اما از طرف نهاد نظارتی وزارت ارشاد به کارگردان اعلام می‌شود که صدای فروغی را حذف کند. آهنگ را این بار جمشید جم اجرا کرد. یار دبستانی بعدها در جریان سیاسی دانشجویی به سرود رسمی آنها تبدیل شد. مضمون این سرود شورانگیز دعوت به مبارزه ‌است. که کلیه گروه های چپ‘راست‘ اسلامی هر یک به فراخور حال خود از آن استفاده می کنند

درباره  فریدون فروغی:

 او در سال ۱۳۲۹ محلهٔ سلسبیل تهران متولد می‌شود، پدر او - فتح الله - کارمند ادارهٔ دخانیات بود، در تنهایی خود به سرودن شعر و نواختن تار می‌پرداخت. او از مالکان بزرگ روستای نراق ـ ما بین قم و کاشان ـ به شمار می‌آمد. فریدون تنها پسر خانواده بود و سه خواهر  داشت که هم اکنون در قید حیات هستند.

او در سال ۱۳۳۵ و در شش سالگی، تحصیل را آغاز کرد و عاقبت درسال ۱۳۴۷ مدرک دیپلم علوم طبیعی را گرفت و پس از آن دیگر تحصیل را رها کرد. وی موسیقی را بدون داشتن استاد و با توجه به علاقه‌ای که به موسیقی راک و مخصوصاً آثار ری چارلز داشت، با تمرین می‌آموخت.

درسن ۱۶ سالگی، با همراه ساختن گروهی نوازنده با خود موسیقی را به صورت جدی شروع می‌کند و در مکان‌های مختلف به اجرای ترانه‌ها وآهنگ‌های غربی معروف در آن روزگار و به خصوص موسیقی بلوز می‌پردازد و تا سن ۱۸ سالگی فعالیت خود را به همین صورت ادامه می‌دهد. در این دوران است که پس از یک شکست عاشقانه، مدتی از موسیقی دست می‌کشد، اما پس از این مدت کوتاه کناره‌گیری، درسال ۱۳۴۸ در شیراز از فروغی و همراهانش برای اجرا در آن مکان دعوت می‌کنند (در  زمان سفر فروغی به شیراز و همکاری‌اش با کازابا، اوایل دههٔ پنجاه و هم‌زمان با انتشار موسیقی فیلم تنگنا مشخص شده‌است که به احتمال نزدیک به یقین صحیح نیست). در اواخر این دهه وی اواخر دهه چهل، او به خوانندهٔ بلندآوازهٔ کلوپ‌های شبانه تهران قدیم بدل شد.

درسال ۱۳۵۰، خسرو هریتاش، کارگردان فیلم آدمک در تلاش برای پیدا کردن خواننده‌ای تازه نفس بود که فریدون فروغی، به او معرفی می‌گردد و با یک بار زمزمه‌ کردن ترانه‌ها، خسرو هریتاش متوجه می‌شود که شخصی را که به دنبالش بوده، یافته‌است. در نتیجه، دو ترانه به نام‌های «آدمک» و «پروانهٔ من» را با موسیقی تورج شعبان‌خانی و اشعار لعبت والا، برای فیلم هریتاش اجرا می‌کند.

پس از اکران فیلم، صفحه‌های ۴۵ دور این دو ترانه، درصفحه‌فروشی‌های معروفی چون آل کوردوبس، پاپ، دیسکو، بتهوون، و پارس عرضه می‌گردد. این دو ترانه گل می‌کند و بر سر زبان‌ها می‌افتد و فریدون فروغی به شهرت می‌رسد. گرچه در آن زمان به او خرده می‌گرفتند که صدای فرهاد را تقلید می‌کند، اما همین باعث شد تا دیگر زیر سایه نام خوانندهٔ محبوبش ری چارلز قرار نگیرد.

بعدازگذشت مدتی فرشید رمزی - کارگردان نمایش تلویزیونی شش و هشت - با فریدون فروغی قرارداد می‌بندد و فروغی درسال ۱۳۵۱ بعداز پنج سال مشابه‌خوانی آثار ری چارلز را کنار می‌گذارد. این همکاری باعث تولد آثاری چون زندون دل و غم تنهایی می‌گردد که اولی، فروغی را تبدیل به هنرمندی صاحب سبک می‌کند. فتنهٔ چکمه پوش ساختهٔ همایون بهادران دومین فیلم سینمایی بود که فروغی در سال ۱۳۵۱ برای تیتراژ آن ترانه‌ای را به همین نام اجرا کرد. درهمین سال توسط یکی ازدوستانش با گلی فتوره‌چی آشنا می‌شود و با او ازدواج می‌کند.

سال بعد تنگنا ساختهٔ امیر نادری با ملودی‌های شورانگیز و تکان‌دهندهٔ منفردزاده، صدای فروغی را بر تیتراژ داشت. در همان سال - ۱۳۵۲ - چندین ترانه را اجرا می‌کند که شاخص‌ترین آنها نماز (یا نیاز به روایت ساواک!) است، با شعری از شهیار قنبری و موسیقی منفردزاده؛ ترانه‌ای که منجر به بازخواست هر سه نفر از طرف ساواک می‌گردد. او ترانهٔ هوای تازه را در همین سال در برنامهٔ تلویزیونی رنگارنگ اجرا می‌کند و همچنین در همین سال است که به درخواست فرزان دلجو ترانه‌ای را برای فیلم یاران (با بازی و کارگردانی دلجو) اجرا می‌کند.

درسال ۱۳۵۳، فروغی به علت عدم تفاهم با همسرش از وی جدا می‌شود. در همین سال ترانهٔ همیشه غایب را با شعری از شهیار قنبری، موسیقی «ویلیام خنو» و تنظیم واروژان اجرا می‌کند (این ترانه، پیش‌تر با شعری از ویلیام خنو و با نام ماهی خسته اجرا شده بود). او که رفته رفته، به هنرمند باتجربه‌ای تبدیل می‌شد، اقدام به جمع‌آوری آثار خود می‌نماید و اولین آلبوم خود را با نام زندون دل به بازار عرضه می‌کند.

دومین آلبومش را با نام یاران درسال ۱۳۵۴ به بازار عرضه می‌کند و در همین سال به علت اجرای ترانهٔ سال قحطی از طرف رژیم شاهنشاهی به مدت دو سال از فعالیت منع می‌شود.

درسال ۱۳۵۶، پس ازاعلام فضای باز سیاسی توسط رژیم، فروغی بعد از دو سال ممنوعیت کاری، سومین آلبوم خود را با نام سال قحطی به بازار عرضه می‌کند. در بهمن ماه همین سال، پدرش در اثر بیماری ذات‌الریه از دنیا می‌رود. درسال ۱۳۵۷، با وخیم شدن اوضاع سیاسی ایران، فروغی اعتراض خود را به اوضاع کشور با انتشار آلبوم بت شکن اعلام می‌دارد و در همین سال ترانه‌ای به نام روسپی را اجرا می‌کند که هرگز مجوز پخش نمی‌گیرد.

درسال ۱۳۵۸، بعدازانقلاب، فروغی درایران می‌ماند و کنسرت اجرا می‌کند که ترانه‌های این کنسرت را در آلبوم فریدون فروغی در آغازی نو جای می‌دهد و دلیل نامگذاری آلبوم به این نام، وجود ترانه‌های ریتمیکی مانند حقه و شیاد است که در کارنامهٔ فروغی مانند آنها وجود نداشت.

بعداز انتشار این کاست، درسال ۱۳۵۹، فروغی ترانهٔ یار دبستانی را برای فیلم از فریاد تا ترور به کارگردانی منصور تهرانی اجرا می‌کند که در تیتراژ فیلم استفاده می‌شود. در حالی که هنوز هیچ منبع رسمی‌ای برای فعالیت فروغی اعلام نشده بود، به تهرانی خبر می‌دهند که باید صدای فروغی را از تیتراژ فیلم‌اش حذف کند. در نتیجه جمشید جم خواندن این ترانه را به عهده می‌گیرد. این ترانه بسیار مطرح و معروف می‌شود و حتی امروزه به‌عنوان نمادی از مبارزه ارزشی خاطره‌انگیز دارد. در همین زمان است که زمزمه‌هایی در مورد ممنوعیت فعالیت فروغی شنیده می‌شود. او در همین سال ترانهٔ کوچهٔ شهر دلم را می‌خواند.

در فروردین سال ۱۳۷۹ به پیشنهاد حمیدرضا آشتیانی پور (کارگردان) و به امید اخذ مجوز، «می تراود مهتاب» را با شعری از نیما یوشیج برای فیلم دختری به نام تندر می‌خواند اما شرایط تغییری نمی‌کند. گرچه ترانهٔ فروغی در انتهای فیلم در جشنوارهٔ فجر پخش می‌شود. پیش از این هم کیومرث پوراحمد نمی‌تواند مجوز حضور او را به‌عنوان بازیگر برای پروژه فیلم گل یخ (که داستان آن در باره زندگی یک خوانندهٔ محکوم به سکوت بود) بگیرد.

وی در روز جمعه، سیزدهم مهر ماه ۱۳۸۰ در منزلش در تهران پارس درگذشت. او را در روستای قرقرک اشتهارد کرج در کنار برکه‌ای کوچک، در سایهٔ کوهی بزرگ و در آرامشی که سالها انتظارش را می‌کشید به خاک سپردند. کیومرث پوراحمد در مورد مرگ او می‌گوید: «فریدون فروغی برای دومین بار می‌میرد. نخستین بار وقتی مرد که نتوانست بخواند و دومین بار وقتی مرد که می‌خواست بخواند. فریدون را فراموشی و خاموشی کشت

درباره منصور تهرانی

متولد بندرترکمن در شمال ایران ـ شروع فعالیتهای حرفه ای: تک پرده های نمایش و تاتربه سفارش تلویزیون ملی ایران.بعضی از آهنگ و ترانه های او عبارتند از:

-1358، شعر و آهنگِ (یار دبستانی من) بر اساس فیلم ترور با صدای فریدون فروغی  در کاست جمشید جم
ـ 1359، شعر و آهنگِ خاک( گل گندم) با صدای مازیاربر اساس فیلم کرکسها میمیرند.

با دستای خودم گندم میکارم              جونمو روی این زمین میذارم

اگه خونم جای بارون بباره            بهارون گل گـــندم در میارم

و اما اصل کار یعنی  سرود یار دبستانی من که پیوند دهنده تهرانی و فروغی و دانشحویان با صدای جم که انصافا خوبه ولی به خوبی فریدون نیست و با طعم سیاسی و فیلم از فریاد تا ترور است در زیر می آید:  تقدیم به یاران دبستانی 

یار دبستانی من

با من و همراه منی

چوب الف بر سر ما

بغض من و آه منی

حک شده اسم من و تو

رو تن این تخته سیاه

ترکهٔ بیدادو ستم

مونده هنوز رو تن ما

دشت بی فرهنگی ما

هرزه تمومه علفاش

خوب، اگه خوب

بد، اگه بد

مُرده دلای آدماش

دست من و تو باید این پرده‌ها رو پاره کنه

کی میتونه جز من و تو درد ما رو چاره کنه

یار دبستانی من...

 

منبع:ویکی ویدیا

دومان

[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]