يورا بيلمز يوللار مني

۱۳۸٥/٦/۱٩
کلاغ؛روباه؛پنير

بعد از مدتها سلام به تمام دوستانم؛ از اينکه نتوانستم در اين مدت به روز باشم از همه دوستان معذرت می خواهم:نکته های زيادی برای نوشتن داشتم ولی واقعا وقت نداشتم الآن هم به آنصورت که بخواهم وقت ندارم ولی می خواهم يخ وبلاگم را بشکنم!!!!(آهنگ نازنين مريم)

کلاغ و روباه وپنير!!!!!!!!!!!!!!

 يه روز بعضی از دوستان بزای رسيدن به اهدافشان ما را خيلی تعريف کرده وميخواستند در مقابل دوستان ديگری که در آن جلسه حضور داشتند قرار بدهند!و من درجواب اين عزيزان اين داستان را عرض کردم واز شما می خواهم تا آخر آن را بخوانيد چون تکراری نيست!!! 

 يه روز يه کلاغه تکه پنيری را ميبينه و به منقار برداشته و روی درختی می نشينه

در اين هنگام روباهی او را ميبينه و به کلاغه ميگه :به به چه پرنده زيبائی چه پر

خوشگلی داری! چه چشمهای زيبائی داری! چه پای خوشگلی داری!و.....بعد

 می گه اگر صدای خوشت را هم بشنوم آنگاه می تونم بگويم که تو بهترين پرنده

عالم هستی!!

آقا کلاغه پنير را روی شاخه درخت گذاشته و بعد می گه:

آقا روباه اينی که شما گفتيد ما در کلاس فارسی دوم ابتدائی خونده ايم!!!!

حالا اگر غير از اين فرمايشی داشتيد در خدمتيم

دومان

[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]