يورا بيلمز يوللار مني

۱۳۸٢/۱٢/٢۳
زمستان اردبيل


الآن در اردبيل برف ميبارد. نمی دانم تا بحال به اردبيل آمده ايد يا نه ؟اردبيل گوشه ای

زيبا از آذربايجان زيبا است.زمستان اردبيل زيبائی خاصی دارد.اردبيل عشق من اسث.

من به خود می نازم از اينکه ترک هستم؛ من به خود می بالم از اينکه آذربايجانی

هستم؛و افتخار می کنم که اردبيلی هستم.(اردبيل اوشاغيام).

به قول استادم در دانشگاه (درتهران) آذربايجان مهد سياست است.من هم بعد از اين

يواش يواش در مورد سياست خواهم نوشت. ولی در ايام نزديک به عيد شهر مثل

سالهای قبل نيست واقعا مردم از نظر مالی تحت فشارند.اساسا اردبيليها مردمان

بشاشی هستند ولی فشار مالی وديگر مسائلی که گريبانگير آنها شده قسمتی

از شادابی آنها را گرفته در اين مملکت فقط به رانت خواران خوش می گذرد!

ولی از صفا و مهمانوازی اردبيليها کاسته نشده جون اينها در دست رانت خوران و

دولتمردان نيست تا اينها را هم بخورند!! من شما عزيزان را به اردبيل دعوت ميکنم

در ضمن اگر وقت آمدن ويا پول آمدن نداشتيد می توانيد از سايت اردبيل که من به

آن لينک داده ام ديدن کنيد! .....

و سهراب جه زيبا می گويد:

در اين کوچه هائی که تاريک هستند

من از حاصل ضرب ترديد وکبريت می ترسم.

من از سطح سيمانی قرن می ترسم.

بيا تا نترسم من از شهرهايی که خاک سيا شان چراگاه جرثقيل است.

مرا باز کن مثل يک در به روی هبوط گلابی در اين عصر پولاد.

مرا خواب کن زير يک شاخه دور از شب اصطکاک فلزات.

اگر کاشف معدن صبح آمد؛ صدا کن مرا.

و من؛در طلوع گل ياسی از پشت انگشت های تو؛بيدار خواهم شد.

وآن وقت.........

يورا بيلمز يوللار منی...

دومان

[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]