يورا بيلمز يوللار مني

۱۳۸٩/۱٠/۱۸
توضیحی در مورد یک علامت و یک توتم یا نماد!!!

   پستی که امروز می نویسم در پاسخ به سوالات  اخیر دوستانم  است که اخیرا در بازی های تیم فوتبال تراکتور سازی(تیراختور) "tiraxto" تماشگران علامت یا نمادی را نشان می دهند, منظور از این علامت چیست؟ که حتی در تلوزیون نیز این حرکت و نماد را نشان داده است,این پست به هیچ عنوان سیاسی نیست و برداشت سیاسی نیز نباید داشته باشیم و صرفا یک اطلاع رسانی محض است.

فارغ از این مسائل ,گرگ خاکستری (بوز قورت) یک توتم و یا یک نماد اسطوره ای در میان تورک ها است و افسانه های مختلفی در این مورد گفته شده است که در بعضی از آنها گرگ خاکستری نجات دهنده قوم تورک و در بعضی دیگر نژاد تورک ها به گرگ خاکستری  پیوند زده شده است!

در اکثر حماسه‌های تورکی گرگ موجودی راهنما برای نجات و پیروزی است. افسانهٔ آسنا یک اسطوره قدیمی تورکی است. که بر طبق آن نژاد تورک‌ها به گرگ خاکستری باز می‌گردد. همچنین در اسطوره‌های تورکی آمده است که یک گرگ خاکستری به تورک‌ها راه خروج از سرزمین مادری افسانه‌ای‌شان (Ergenekon) را نشان داد و باعث شد که آنها بر همسایگان خود مسلط شوند.

در یکی از این افسانه ها آمده است که:

اولین نیاکان تورکها در غربِ دریای غربی سکونت داشتند. آنها توسط ارتش کشوری بنام «لین» مورد هجوم واقع شده و شکست خوردند. ارتش دشمن تمامی افراد قبیله را از زن و مرد و پیر و جوان قتل عام نمود. اما پسر ده ساله‌ای از این کشتار جان سالم بدر برد. در این میان ماده گرگی خاکستری پیدا گردید و با دندانهایش کودک را گرفت و او را به غاری خلوت و دنج که بین کوههای بلند دررشته کوه های آلتای پنهان شده بود برد. غار به جلگه وسیعی راه داشت که از چمن زارها و علفزارهای بلندی پوشیده شده بود و چهار طرف آن توسط کوههای بلند محصور بود. گرگ خاکستری در این مکان با زبانش زخمهای کودک را لیسید و آن را معالجه نمود و با شیر خود و گوشت حیواناتی که شکار می‌کرد از کودک مراقبت نمود. سپس کودک بزرگ شد و به سن کمال رسید. مرد تورک که آخرین بازمانده قومش بود با این ماده گرگ ازدواج نمود. ثمره این ازدواج ۱۰ نوزاد پسر بودند. این پسرها نیز بزرگ شدند و با دخترانی از اقوام همسایه ازدواج نمودند. جمعیت تورکها رو به فزونی گذاشت و در اطراف پراکنده شدند. بعدها ارتش بزرگی تشکیل دادند و به کشور«لین» حمله نمودند و انتقام نیاکانشان را از دشمن گرفتند. آنها دولت جدیدی تشکیل دادند و مجدداً بر چهار گوشه قلمروشان حکمفرمائی نمودند. خاقان‌های تورک به یاد پدرانشان بر سردراقامتگاهشان همیشه درفش سر گرگ را به اهتزار در می‌آوردند. آخرین بخش این افسانه، افسانه ارگنه کون است.

توضیح تکمیلی :ارگنه گون اسم تشیکیلات زیرزمینی شامل افسران لائیک در ترکیه است که اخیرا بدلیل اینکه قصد براندازی و کودتا علیه دولت ترکیه به رهبری آک پارتی(َAK party)یا همان حزب عدالت وتوسعه به رهبری اردوغان را داشتند,که تقریبا همه عوامل آنها دستگیر شده و در انتظار محاکمه هستند.

در بعضی جا ها نیز بصورت زیر گفته اند:

توتم قبیله ئی  تورکان گرگ بود . مانند رمولوس و رموس ( بنیانگزاران افسانه ای شهر رم )، پدر نژاد تورکان را آن حیوان شیر داده بود . یک سر گرگ را هم که از طلا ریخته بودند ، بر سر چوب پرچم های خود نصب می کردند .

در داستان های « اوغوز نامه » نیز که بوسیله انتشارات فرزانه در تهران منتشر شده است ، گرگ آسمانی ( گوگ تورک یا گوگ بوری ) یا گرگ خاکستری ( بوز قورت )» اوغوز خاقان را در بسیاری از فتوحات یاری وراهنمائی میکند « اوغوز خاقان اسبها را زین کرد و پرچم ها را بر افراشت و لشکر را برای جنگ با اوروم خاقان حرکت داد . پس از چهل روز وی در دامنه کوهی به نام « بوز داغی » ( کوه یخ ) اردو زد و به خواب رفت.درروشنایی سحرگاهان نوری چون پرتو آفتاب بر فضای اندرون خیمه اش تابید و از میان آن گرگ بزرگ و خاکستری رنگی که یال پر پشتی داشت پدید آمد و گفت اورا راهنمائی خواهد کرد . لشکر به راه افتاد و در این هنگام همگان دیدند که گرگی بزرگ پیشاپیش لشکریان در حال حرکت بوداین گرگ آسمانی در سایر لشکر کشی های اوغوزخان نیز همراه و یاور او بود . »

در عین حال میدان مشهوری در مرکز شهر تبریز به اسم "قورت میدانی"(میدان گرگ) وجود دارد!

در هر صورت این علامتی که تماشاگران با دستان خود نشان می دهند صورت گرگ,گوشها و پوزه گرگ خاکستری را نسان می دهد.

قطعا همه ما تورکهای ایرانی,وطنمان ایران و عاشق خاک میهن مان هستیم و جانمان را فدای مام میهن می کنیم همانند مهدی و حمید باکری و دیگر شهیدانمان.  

بوز=خاکستری    قورت=گرگ         x=حرف لاتین با تلفظ "خ"                                                                           

دومان

[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]