يورا بيلمز يوللار مني

۱۳۸٩/۱٠/۳
اولدوز و عروسک سخنگو و تیز بینی و آینده نگری صمد

                                                                              اولدوز

زمان کودکیم اولین باری که توانستم کتابی بخوانم و داستان های آن برایم حذاب بود کتاب تلخون نوشته صمد بهرنگی بود در واقع در خانه ما برای من کتاب های صمد براحتی در دسترس بود و من به کتابخوانی با صمد بهرنگی علاقمند شدم,کتاب تلخون مجموعه ای از چند داستان فولکوریک آذربایجان بود که من این داستانها را از زبان مادرم و خواهر بزرگترم شنیده بودم.بعدها با کتاب های صمد حال می کردم و فکر می کنم تقریبا تمامی نوشته های صمد را خوانده ام و حتی کتاب "صمد جاودانه زیست"درویشیان را نیز خوانده ام.خیلی از نوشته های صمد اشکم را در نوجوانیم در آورد از جمله"24 ساعت در خواب و بیداری"و با نوشته های صمد به اجداد ترکم بیش از بیش افتخار کردم از جمله داستان اسطوره نامی آدربایجان "کوراوغلی",در آغاز جوانیم کتابی از صمد را خواندم در باب وضعیت آموزش و پرورش ایران که کتاب بسیار تاثیرگذاری بود و تمام مشکلات آموزشی ایران را از زبان یک آموزگار روستاهای محروم آدربایجان آورده بود.و از همه مهمتر کتاب بسیار تاثیر گذار و شاهکار  او   "ماهی سیاه کوچولو" بود که فکر می کنم تمام  هم نسل های من آنرا خوانده اند و حتمن به این گفته من گواه هستند.

از کتاب های بسیار جالبی که نوشته صمد بهرنگی بوده و من زمانهای قبل شاید چند بار آنرا خوانده ام کتاب" اولدوز  و عروسک سخنگو"  بود, که بخش جالب و کوتاهی را از آن کتاب به دوستان تقدیم می کنم.

کرم شب تاب: رفیق خرگوش ،دیگران مرا مسخره می کنند و می گویند با یک گل بهار نمی شود.
خرگوش: این حرف مال قدیمی هاست. ما می گوییم هر نوری هر قدر هم که کوچک باشد بالاخره روشنایی ست.

دومان

[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]